منو

خانه

حریم خصوصی

در دوردست‌ها پشت کوه‌هایی از کلمات، جمله‌های درخشانی زندگی می‌کنند که به هر موضوعی جان می‌بخشند و هر خواننده‌ای را مجذوب خود می‌کنند. آن دوردست‌ها دهکده‌ای از نگارش صحیح و بی‌بدیع در ساحل اقیانوس متن‌های پر انتهاست که به خوانندگانی که به آن‌جا سفر می‌کنند لذت تجربه‌ای آرامش‌بخش را هدیه می‌دهد.

در ته چشمه‌های او یک روح انسانی دیده می‌شد، در نیم شبی که زندگی او را فراگرفته بود یک چیز بی پایان در چشم‌هایش موج می‌زد و پیامی باخود داشت که نمی‌شد آنرا دریافت، ولی پشت نی نی چشم او گیر کرده بود. آن نه روشنایی و نه رنگ بود، یک چیز باورنکردنی مثل همان چیزی که در چشمان آهوی زخمی دیده می‌شود بود.

پیشتر و قیود و احتیاجات گوناگون داشت. خودش را موظف می‌دانست که به صدای صاحبش حاضر شود، که شخص بیگانه و یا سگ خارجی را از خانه صاحبش بتاراند، که با بچه صاحبش بازی بکند، با اشخاص دیده شناخته چه جور تا بکند، با غریبه چه جور رفتار بکند، سر موقع غذا بخورد، به موقع معین توقع نوازش داشته باشد.

میلیاردها سال باید بگذرد و زمین دور خودش و خورشید گیج گیجی بخورد و صدها میلیون نسل بشر روی زمین بیایند و خاک شوند و اثری از آن‌ها باقی نماند تا ژرف‌هایی مثل ما پیدا شود. اگر در ممالک خارج پرست بودیم برایمان سر و دست می‌شکستند.

تشویق هاست که مستقیم و غیرمستقیم از او به عمل می‌آید، جایزه هاست که تقدیمش می‌شود، دعوت هاست که از او به شهرهای دیگر و حتی ممالک خارج می‌شود، مرد و زن امضایش را می‌قاپند و کلکسیون می‌کنند، خانه‌اش را زیارتگاه عمومی قرار می‌دهند.

سبد خرید

سبد خرید در حال بارگذاری است...